تبلیغات
ܓܨخدایی که در این نزدیکیستܓܨ

ܓܨخدایی که در این نزدیکیستܓܨ
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
در هفته گذشته به اتفاق خانواده به میهمانی ای رفته بودیم.
در این مهمانی تلویزیون روشن بود و گهگاهی چشممان به تلویزیون می افتاد و توجه کوتاهی به تلویزیون میکردیم. تلویزیون در حال پخش برنامه طنز "خنده بازار" بود.
در این برنامه که من میتوانم به جرات بگویم که حتی 3 بار هم کامل ندیدم، شاهد صحنه ای بودم که باعث شگفتی همه شد.
صحنه ای که اول فکر کردم اشتباه دیدم اما وقتی با حیرت اطرافیانم و در سایت ها خواندم، متوجه شدم که درست دیده بودم.
در این نمایش نشان داده شد که روزی مردی از جایی می گذشت و سیبی بر روی زمین دید و بخاطر خوردن بدون اجازه این سیب، رفت تا از صاحب باغ حلالیت بطلبد. صاحب باغ با لفظ رکیک "چشم گراز" خواندن این فرد شرطی برای حلال کردن این سیب گذاشت که با دختر زشت او ازدواج نماید. در حین این قسمت از برنامه طنز،  صاحب باغ به پسرکی که سیب را بدون اجازه خورد بارها، "مردک پوزه دراز" و "مردک ملعون" خطاب کرد. و در عین مراسم عقد این فرد با دختر زشت صاحب باغ، بر سر مهریه بحثشان می شود که داماد- پسرکی که سیب را بدون اجازه خورد- با جسارت تمام می گوید: مگر عروس "آنجلیا جولی" است که همریه اش اینقدر زیاد است؟
به نظر این داستان خیلی آشنا می آمد، بعد با تعجب به اصل واقعیت پی بردم! واقعیتی که دل هر شیعه ای را به درد می آورد.
آری این همان داستان سرگذشت پدر و مادر گرامی"آیت ا.. مقدس اردبیلی" است




پدر مقدس اردبیلی از کنار جوی آبی می گذشت و سیبی در آب دید و آن را خورد، بعد از آن فکر کرد که این سیب از کجا آمده و نکند صاحب آن از خوردنش ناراضی باشد، سپس با جستجو به باغی رسید که سیب از آنجا به داخل جوی آب افتاد. از صاحب باغ حلالیت طلبید و صاحب باغ گفت: ما 4 برادر هستیم که این باغ فقط یک چهارمش برای من است، من از سهم خودم راضی هستم
مقدس اردبیلی گفت سه برادر دیگرت کجا هستیند؟ گفت: دو برادرم در ایران و یکی در خارج از ایران است. از دو برادر ایرانی حلالیت طلبید و بار سفر بست و به خارج از ایران سفر نمود تا از آن برادر خارج نشین هم حلالیت بطلبد. برادر چهارم تعجب کرد که این فرد کیست که این همه راه را برای حلالیت طلبیدن یک چهارم سیب طی کرد، گفت: من سهم خودم را بخشیدم اما یک شرط دارم و آن اینکه باید با دختر کور و لال و کچل من ازدواج کنی! مقدس اردبیلی هم برای رضای خدا پذیرفت .جوان بعد از عقد وقتی که به حجله رفت، عروس را حوری بهشتی دید!
پسر از حجله بیرون آمد و رو به پدر عروس کرد و گفت: شما که گفتید دخترتان کور و کچل و لال است!
پدر عروس گفت:آری من دروغ نگفتم، کور است چون تا کنون نامحرمی را ندید، لال است چون تا کنون با نامحرم صحبت نکرد، کر است چون تا کنون صدای گناه و نامحرمی را نشنید.پدر عروس گفت: مدتها از خدا می خواستم که یک داماد خوب و با تقوا به ما بدهد که گویا خداوند دعایم را اجابت نمود.

با دیدن این صحنه خیلی متاسف شدم و به فرض خوشبینانه ای ، نویسنده این برنامه از اصل ماجرا خبر نداشت، انتقادم از سیستم نظارتی صدا سیما است نظارت دقیقی بر برنامه های پخش شده خود ندارد و صرفا خنده را برای بینندگان میخواهد ، حال این شادی به هر نحوی باشد، حتی این خنده به قیمت تمسخر "آیت ا.. مقدس اردبیلی" تمام شود.



طبقه بندی: مذهبی، دست نوشته ها، اعتقادی،
[ دوشنبه 6 شهریور 1391 ] [ 10:12 ق.ظ ] [ تخریب چی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

هر وقت که از اخبار کشور، چیزهایی را میشنوم و ناراحت میشوم، یک لحظه که فکر میکنم و میبینم سایه ولی فقیه بالای سرمان است، تمام غم و غصه ام فراموش میشود و خیلی زود میروم و سجده شکر به جا می آورم که اداره امور کشور دست جانشین معصوم است ...
"شهید عبدالمجید رحیمی"
_________________________

http://arasat.mihanblog.com/post/130
____________________________

دلم خدا میخواد…
کمی سکـــــــــــوت
کمی دل بریدن میخواد
کمی اشک
کمی بهت
کمی آغوش آسمانی
کمی دور شدن از این آدمها
دلم شهادت میخواهد...
فقط همین!!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


کلیک کنید


کد لوگوی پیک نینوا

گروه مدافعان جنگ نرم