تبلیغات
ܓܨخدایی که در این نزدیکیستܓܨ

ܓܨخدایی که در این نزدیکیستܓܨ
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
بعد از تمام شدن نمازم در نمازخانه دانشگاه، چادرنماز را سر جایش گذاشتم و درحال سر کردن چادر مشکی خودم بودم. متوجه صدایی شدم که گویا با من است.
برگشتم...
دختری در گوشه نمازخانه در حالی که ظاهر بدحجاب و زننده ای داشت، هندزفری را از گوشش درآورد و رو به من گفت: ظاهر مسخره ای داری. چرا چادر سر میکنی. تو خودت را محدود کردی. در این هوای گرم، باید خیلی افراطی باشی، که چادر سرت میکنی. اصلا از این سیاهی مطلق خسته نشدی؟
کنارش نشستم و مکث کردم تا حرف هایش تمام شود.
گفتم:راستش من چادر سر میکنم بخاطر زندگی تو. بخاطر اینکه تو زندگی آرامی داشته باشی، بخاطر اینکه خوشبخت باشی. اصلا من دلم به حال زندگی شما میسوزد.
وسط حرفم پرید و گفت: خب این چه ربطی داشت؟
ازش پرسیدم: متاهلی؟
با لبخند گفت: 4 ماهی هست که عقد کردم. خب این چه ربطی داشت؟
خندیدم و گفتم: به سلامتی.میتونم بپرسم چطور با همسرت آشنا شدی؟
گفت: از اقوام دور ما بود،در یک مهمانی با هم آشنا شدیم و بعد از چند ماه ارتباط، باهم ازدواج کردیم.
ازش پرسیدم: به نظرت با این شکل ازدواج، زندگی خوبی دارید؟
دختر گفت: خب ما اول زندگی به هم قول دادیم که تا آخر به هم وفادار بمانیم.
گفتم: فکر میکنی تا چه حد همسرت، وفادار می ماند؟ چند درصد احتمال می دهی که همسرت اگر دختری زیباتر از تو دید، قید تو را نزند؟
چیزی نگفت، ادامه دادم: حداقل یک درصد احتمال را می دهی.نه؟
گفتم: من چادر سر میکنم تا امثال شوهرت، فقط زیبایی همسرشان را ببینند . من به خودم سختی می دهم تا تو زندگی مطمئنی داشته باشی. زندگی آرامی داشته باشی.خوشبخت باشی.شما ما را افراطی و مسخره می دانید اما در واقع ما به شما کمک میکنیم که به دور از نگرانی از آینده، زندگی خوبی داشته باشید.
ادامه دادم: حالا حق با من است یا شما؟
دختر ماتش برده بود و به یک جا خیره شده بود و من آرام از کنارش رفتم.



طبقه بندی: عفاف و حجاب، ۞ جـنـگ نــرم و جـهـاد فـرهـنـگـی، دست نوشته ها، اعتقادی،
[ پنجشنبه 8 خرداد 1393 ] [ 10:08 ق.ظ ] [ تخریب چی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

هر وقت که از اخبار کشور، چیزهایی را میشنوم و ناراحت میشوم، یک لحظه که فکر میکنم و میبینم سایه ولی فقیه بالای سرمان است، تمام غم و غصه ام فراموش میشود و خیلی زود میروم و سجده شکر به جا می آورم که اداره امور کشور دست جانشین معصوم است ...
"شهید عبدالمجید رحیمی"
_________________________

http://arasat.mihanblog.com/post/130
____________________________

دلم خدا میخواد…
کمی سکـــــــــــوت
کمی دل بریدن میخواد
کمی اشک
کمی بهت
کمی آغوش آسمانی
کمی دور شدن از این آدمها
دلم شهادت میخواهد...
فقط همین!!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


کلیک کنید


کد لوگوی پیک نینوا

گروه مدافعان جنگ نرم